خرید بک لینک
1 در سال 1296ق. در برابر 1258ش. در دهستان آورزمان دیده به جهان گشود .پس از خردسالی به مکتب رفت.و اندکی تحصیلات قدیمه فرا گرفت اما شاید به سبب نیاز اقتصادی ویا بی توجهی پدر نسبت به استعدادش به زودی خود را در کارگزاران خان ها یافت وقتی قدم به دوران جوانی گذاشت بنا به آداب وروسوم آن زمان ازدواج کرد.مسولیت زندگی مانعی برای پیشرفت اومی شد اما به قول خودش:«...به مقتضای ذهن سرشار و قریحه ای خداداد از هر گوشه توشه و از هر خرمن خوشهای برداشت نمود» تا اینکه قریحه ی خوش و انشای روان و مرتبش سبب شد که به زمره ی نویسندگان ومنشیان مخصوص خان ها وارد شود .از این رو لقب «میرزا » به معنی دفتردار و حسابدار –که لقب منشیان خاصه بود- به وی داده شد .شغل «میرزایی»و نیزقریحه ی خوش قهرمان که عمدتا به همان سبب مجلس آرا ومطلوب بود سبب شد تا به راحتی با بزرگان اهل دین  و دانش و نیز مسافران و مهمانان ویژه ایی که به منازل خان ها رفت و آمد داشتند حشر ونشر داشته باشد. قهرمان از این راه هم ازدانش دینی بیشتر بهره مند شد وهم از شرایط جهانی آگاهی فزونتری یافت. در این زمان از ستم و اجحاف خانها نسبت به رعایا آگاه می شد و این در رشد اندیشه ی او موثر بود . شغل و شرایط زندگی قهرمان خود به خود پای میرزا قهرمان را به مجالس شهر« دولت آباد » (ملایر قدیم ) باز نمود. در سایه ی این نشست وبر خاستها بود که اندیشه ی وی تکوین یافت. روزنامه ها ،مجلات و کتب علمی و اخلاقی قدیم و جدید- که در منازل اهل علم فراوان بود- به دست قهرمان می افتاد و رفته رفته«قهرمان قدیم » به «قهرمان اندیشه » مبدل شد.

       این کتابها ،روزنامه ها ومجلات حاوی اندیشه هایی بودند که با اندیشه های قهرمان که پرورش یافته ی مکتب قدیم و ذهنش با قضا و قدر وافکار سنتی آشنا بود –فرق میکرد.قهرمان افکار جدید را خوب میشناخت او در میان توده ها زندگی می کرد.شغل او ایجاب می نمود که از وضع طبقات فقیر و میزان درامد آنها آگاه باشد،او اختلاف طبقاتی موجود را در می کرد و از حقوق اساسی مردم نیز آگاه بود. قهرمان از عمق خرافات موجود وعوامل تشدید کننده ی آن آگاه بود. ستم مالکان وسایر دردهای اجتماع را خوب میشناخت به همین سبب مصادیق بهتری برای استفاده در شعر ،در کشکول فکری خود داشت . به عبارت دیگر آشنایی دو سویه ی قهرمان با افکار نوین و شرایط آن روز ایران موقعیت او را عصای شاعران معاصر، ممتاز می سازد،چرا که برخی ار شاعران ار طبقات مرفه بوده،فقر را نچشیده بودند و جمعی دیگر هم اگر از طبقات ممتاز بودند مثل قهرمان در میان فقیران زندگی نمی کردند و درک ملموسی از وضع فقیران و عمق خرافات نداشتند.

       بنابراین , اندوخته های دانشی قهرمان علاوه بر کتب دینی  قدیم ونیز دواوین  شاعران بزرگ، روزنامه ها و مجلات دوران 1 هم بوده است . تعدادی از مطبوعات دوران مشروطه نظیر : حبل المتین ، مظفری ، ارمغان ، تعلیم و تربیت ، کاوه ، ترقی و غیر از آن به ملایر فرستاده می شدند .

        بی گمان منابع اطلاعاتی قهرمان از این بیشتر بوده و بسیاری از آنها بر ما ناشناخته است . در این مجلات و روزنامه ها مقالات ارزشمندی از بزرگان علم و روشنفکران آن زمان نوشته می شد که هر کدام از آنها را می توان استادان با واسطه ای قهرمان دانست . اساتید بزرگی چون : وحید دستگردی ، کاظم زاده ایرانشهر ، عباس اقبال ، محمد علی فروغی ، علامه ی قزوینی ، تقی زاده ، علی اصغر حکمت ، حسن پیر نیا و رشید یا سمی از جمله ی نویسندگان این مقالات بودند که اکنون حتی آنها بر ادبیات و فرهنگ ایران شناخته شده است و قهرمان در مدرسه ی اندیشه ی آنها با فرهنگ و ادب ایران آشنا شد . از این گذشته قهرمان دوستان دانشمندی هم در شهر ملایر داشته است که هر کدام بعدها به عنوان شخصیت های درجه اول فرهنگی شناخته شده اند. ابوتراب هدایی و ابراهیم صفایی از جمله ی این دوستان هستند که قهرمان با آن دو مجالسه و مکاتبه داشته است .

      میرزا قهرمان خان در کنار شغل میرزایی به کشاورزی نیز اشتغال داشت . او کشاورز متوسطی بود و لقب خان در دنبال نام وی به معنی « دارنده ی املاک عمده » نیست و صرفا جنبه ی تشریفاتی داشته است . قهرمان مدتی نیز سمتن منشی امور خیریه ی « فخر الحاجیه سهرابی » ، همسر « حاج حسین خان سهرابی » ، واقف مجموعه ی بیمارستان و مدارس فخریه ملایر ، را به عهده داشت . میرزا قهرمان در اواخر عمر به سبب ناتوانی زمین های زراعتی خود را به رعیت سپرده بود . او _ جز یک مرتبه که در سال 1307 به تهران رفته بود – مسافرت قابل توجهی نرفت و تقریبا تمام عمر خود را در آورزمان سپری نمود .

     از این شاعر گرانمایه 5 پسر به نامهای جعفر ، اصغر ، عبدالحسین ، هوشنگ و سیامک و 3 دختر به جا مانده است . او سه زن اختیار نمود اولین همسرش در سال وبایی _ که دانسته نشد – جوانمرگ شد و جعفر از این زن بود . همسران دوم و سوم قهرمان هر دو بعد از وی فوت نمودند . هوشنگ ، سیامک و هر سه دختر قهرمان از همسر سوم قهرمان به نام « گوهر ملوک » نوه ی شیخ الملوک معروف هستند مادر اصغر و عبدالحسین در شهر ساکن بود و گوهر المولک در آورزمان منزل داشت فرزندان قهرمان همه تحصیل کرده و فرهنگی بودند اکنون ( اردیبهشت 1384 ) جعفر و اصغر فوت کرده اند اما عبدالحسین در تهران ، هوشنگ در کرج و سیامک در ملایر ساکن هستند .

     سرانجام قهرمان در روز جمعه دهم مهر 1326 مهر از جهان برکند و جان به جان آفرین تسلیم نمود ؛ او را در گورستان آورزمان به خاک سپردند و دنیای ادبیات و شعر و روشنفکری ایران یکی از شاعران بزرگ خود را – که خوب نشناخته بود – در گمنامی از دست داد از قهرمان دفتر دیگری جز همان دیوان خطی او – که در چاپ این دیوان مورد استفاده قرار گرفته – باقی نماند که البته این دفتر هم چنان که از صفحات سفید انتهای آن بر می آید کامل نشده بود . شاید این شعر که در نسخه ی خطی تاریخ 1 / 5 / 1326 را دارد ، از آخرین اشعار او باشد که گفته است :

 ای جهان ! با دل تنگ از تو سفر خواهم کرد        با دل تنگ سفر جای دگر خواهم کرد

ای جهان ! از ستم و جور تو در دفتر عمر       بی چه و چون همه جا ثبت اثر خواهم کرد

       اندیشه ی قهرمان پیرو اندیشه ی « عصر بیداری » است . تمامی ویژگی های شعر مشروطه در اشعار قهرمان موجود است . شاعران دوران بیداری 2 گروهند : گروه نخست سنت گرا بودند که ادیب الممالک فراهانی و ملک الشعرای بهار از این گروهند . آنها قالبهای شعری قدیم را با اندیشه ی جدید همسو نمودند اما گروه دوم مانند عشقی ، ایرج میرزا و نسیم شمال قالب شکنی هم کردند . این گروه با قالبهای سنتی چندان انسی نشان ندادند و اشعار خود را در قالب مستزاد ، مخمس و ترانه و تصنیف سرودند .

      میرزا قهرمان از گروه نخست بود او در قالب ، سنت گرا اما در مفهوم نو گرا بود ، زیرا با حفظ سنتهای ادبی گذشته و تاثیر پذیری از شاعران قدیم ، از زبان فاخر و پر صلابت آنها که به عروض و طنین شعر فارسی تکیه داشت بهره برد و اندیشه های نو را در قالب قدیم ارائه نمود . چنانکه در ویژگیهای شعر شاعران این دوره گفتیم بنای آنها بر کوشش در بیداری مردم ، برانگیختن احساس وطن دوستی ، رواج آزادی ، طرد خرافات ، بیگانه ستیزی و انتقاد از اوضاع اجتماعی استوار است . شعر قهرمان متعهدانه و پرخاشگرانه است از آن رو که یقین داشت : « انتقاد ، گند زدایی می کند اما تملق گند ستایی » .

قهرمان در قالبهای مختلف شعری، طبع آزمایی کرده و الحق که از پس آن برآمده است . غزلیات قهرمان اجتماعی است . اگر فرخی یزدی را شروع کننده ی غزلهای اجتماعی در ایران بدانیم باید اعتراف کنیم که راه فرخی در کلیات قهرمان پی گرفته شده است . اما من به عنوان مصحح کلیات قهرمان معتقدم با توجه به قدمت غزلیات قهرمان بی تردید وی آغازگر غزل اجتماعی است. گر چه در غزلیات قهرمان از کلمات عارفانه و عاشقانه قدیم به وفور یافت می شود ، اما او این کلمات را به عنوان ابزاری در راه رسیدن به مقصود و انتقاد از شرایط اجتماعی به کار گرفته است ، چنانکه در غزل او می خوانیم :

قهرمان کشور جم را چو پریشان بیند       می کند با سر زلفین بتان تعبیرش

       قصاید قهرمان استوار و فخیم اند و محتوی آنها مشحون از پند و اندرز است . او نه تنها قصیده ای در مدح کسی نسروده استا بلکه همواره بر آزادگی خود افتخار می کند و مثنویات قهرمان سخت دلپذیر و استوار است او چنان در مقام حماسه تند و کوبنده سروده است که ناخودآگاه گمان می کنی شاهنامه می خوانی . رباعیات قهرمان اما سایه ی تفکر خیام را بر خود دارد . ترکیب بندهایش بسیار زیبا و دل انگیز است و قطعاتش نیز تند و نیش دار که در هر قالبی مسائل جامعه را به نقد می کشاند .

      دکتر میر جلال الدین کزازی در یک دید و داوری از دیوان قهرمان می گوید :

"قهرمان یکی از چند قهرمان سخن پارسی است  در اوان مشروطیت ,سروده های او با آن که با سخن روشن و روان سروده شده اند که گاه بسیار به زبان گفتاری نزدیک می شود و حتی واژه هایی از آن را نیز وام می گیرد ، هرگز آنچنان فرو نمی افتند و از سختگی و ستواری زبان ادب نمی گسلند که به « عامیانگی » دچار آیند . سروده های قهرمان در روانی و « گفتارینگی » با سروده های ایرج میرزا پهلو می زنند و از دیگر سوی ، در پختگی و پیراستگی سروده های ملک الشعرای بهار را فرا یاد می آورند . هر سخن اشنا ، با نگاهی به دیوان میرزا قهرمان ملایری در این دید و داوری با نگارنده همرای و همداستان می تواند شد . با این همه این سخنور آتشین زبان نتوانسته است از « گردنه ی آتش » بگذرد و راهی به دیگر شهرها ی ایران که همواره سرزمین اهورایی و سپند سرود و سرواد بوده و هست ، ببرد و در آنها شناخته آید و آوازه یابد . از این رو به پژوهنده ی جوان و پر توان محمد حسین فروغی فرخباد و دست مریزاد باید گفت که آستین تلاش درنوشته است و دیوان قهرمان را از پرده ی نهفتگی و ناشناختگی به در آورده است و در سایه ی پی گیری و پایداری بسیارش در کار ، فروغی فرخنده بر آن در افکنده است . نیز کوشیده است ، با نوشتن دیباچه ای دراز دامان بر دیوان قهرمان زندگانی و شعر او را به دوستداران سخن پارسی بشناساند . بی گمانم که روان میرزا قهرمان هم در مینو ، از تلاش ارزشمند او که نشان از دلبستگی و باور مندیش به این سخنور ناشناخته دارد خوشنود و شادمان است . برای این سخن سنج پر شور ، از درگاه دادار دادگر آرزوی کامکاری و بختیاری روز افزون در تلاشهای ادبی و فرهنگی دارم . " 

برچسب: نویسنده: النا شمس تاريخ: دوشنبه 6 فروردين 1397 ساعت: 11:34

صفحه بندی